بن بست!!!

فقط برای گفتن این که خدا هست خدا همیشه هست وقتی دلتنگ میشیم اون اون بالاست بهت نگاه میکنه دستتو میگیره نوازشت میکنه خدا همیشه با ما 

فقط باید گفت:خدایا عاشقتم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!!  | 

بین من و تو فاصله غوفا میکنه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!! 

و عشق صدای فاصله هاست

صدای فاصله هایی که غرق ابهامند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!! 

حالم بده حالم بده عشقم رفته نيومده
نه سر زده, نه زنگ زده, نه کسي جاشو بلده
آدم بده نگو به من عاشق شدن نيومده
آدم بده حالم بده
حالم بده, حالم بده
آخه خيلي وقته دلم براي گريه لک زده
قلبي که از آهن باشه انگار تو حبس ابده
امشب درجه ي تبم روي هزار و سيصده
اما شايد به چشم تو اين تب فقط يه عدده
حالم بده, حالم بده
کاش ببينم که اومده دکمه ي قلبمو زده
کاش بدونه اومدنش براي من زندگيه مجدده
اما شايد مردده
يا که بودم از اولش براي اون يه عشق خارج از رده
حالم بده
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!! 

 

درسکوت دادگاه سرنوشت

عشق برما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دل داده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!!  | 

تنها نرو این راه رفتن نیست
دنیای تو چیزی به جز من نیست
تو از خودت چیزی نمی دونی
تنها نرو
تنها نمی تونی
میری که با فکر تو تنها شم
میری که همدرد خودم باشم
تو آخرِ راه رو نمی دونی
تنها نرو
تنها نمی تونی
من حال این روز هاتو می دونم
چیزی نگو چشماتو می خونم
این جاده تا وقتی نفس داره
چشماشو از تو بر نمی داره
من از هوای جاده دلگیرم
از فکرشم دلشوره می گیرم
این آینه تو فکر شکستن نیست
باور نکن این صورت من نیست

دستام با احساس تو بستم
من بی نهایت با تو همدستم
تا جاده میره سمت بی راهه
گم کن منو این آخرین راهه
من حال این روز هاتو می دونم
چیزی نگو چشماتو می خونم

                                                              امضا:نارنجی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!! 

پرنده ، هم قفس ، همخونه من
زمستون رفت و شد فصل پریدن
همین دیروز تو از این خونه رفتی
ولی از اومدن چیزی نگفتی
تو را در حنجره یک دشت آواز
تو را در سر هوای خوب پرواز
من اینجا خسته و غمگین و تنها
نمیدونم که می مونم تا فردا

چی میشد اون هوای برفی و سرد
تو رو راهی به این خونه نمیکرد
بهار کاغذین خونه من
تو رو راضی نکرد آخر به موندن
من عادت میکنم با درد تاره
جدایی شاید از من ، من بسازه
دلم تنگه ، دلم تنگه برایت
نگاهم با نگاهت داشت عادت

تو اونجا با گلای رنگارنگی
من اینجا پشت دیوارای سنگی
تو با جنگل ، تو با دریا ، تو با کوه
من و اندازه یک فصل اندوه
من عادت میکنم با درد تازه
جدایی شاید از من ، من بسازه

دلم تنگه ، دلم تنگه برایت
نگاهم با نگاهت داشت عادت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!!  | 

ماهی قرمز عاشق * میون دریای آبی
داره دلتنگ میخونه* اشکای زلال پاکش
روتن آبی دریا*دل هرعاشقی رومی سوزنه
ماهی گشنس*ماهی تشنس*این دلش زخم به دشمن
ماهی تشنه کویره*دوست داره عاشق بمیره
ماهی فریاد میزنه*باچشاش دادمیزنه
کاشی میشدآروم بشه*
کاشی میشد آسمون شهردلش لبریزازبارون بشه
ماهی دریا کجا*کویرکجا*دل دریایی گوشه گیرکجا؟
کی میگه عاشقی اسیره*کی میگه عاشق میمیره
از غم حرف علفها*توغروب معنا بگیره
واسه اون کو یر سرابه*حالا دیگه وقت خوابه
اون دلش میخواد بخوابه
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!! 

من کجای این سفر باید تو رو پیدا کنم تو که جاده ها نمی تونن بگیرن ردتو

بی تو بودن کار من نیست
تا دلت نرفته برگرد
ما که راهمون یکی بود
چرا جاده ما رو گم کرد
بغض تو با گریه ی من
با شکستن وا نمی شه
تا تو دستامو نگیری
گمشدم پیدا نمی شه
جاده ها رو آروم با خیالم رج بزن پای پیاده
فکر تنها بودن ما واسه هر دومون زیاده
خودمو پشت سر تو توی این جاده کشیدم
ردتو نمی گرفتم به خودت نمی رسیدم
تو کنار من یه کوهی من کنار تو یه دریام
ما رو با هم آرزو کن با تو من تمامه دنیام
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!!  | 

تو رو از خاطرم برده ، تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این ، فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره ، عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی ، تو رو از ذهن من شسته

خدایا فاصله ات تا من ، خودت گفتی که کوتاهه
از این جا که من ایستادم ، چه قدر تا آسمون راهه

من از تکرار بی زارم ، از این لبخند پژمرده
از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو
بگیر از چشم های کورم ، عذاب کهنه ی خوابو

چرا گریه ام نمی گیره ، مگه قلب من از سنگه
خدایا من کجا می رم ، کجای جاده دلتنگه

می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره
سر راه بهشت من ، درخت سیب می کاره
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نارنجی و صورتی!!!  | 

مطالب قدیمی‌تر